در حالیکه قسمت عظیمی از فرهنگ امروز و جهان مدیون ترجمه است تعداد و مضامین عقاید متضادی که موافق و مخالف ترجمه از زبانی به زبان دیگر بیان شده حیرت آور است و تعجب هر خواننده ای را  برمی انگیزد. از زمان ترجمه ادبی کتاب “اودیسی” همر به لاتین- که در حدود 250 سال قبل از میلاد توسط لیویوس آندرونیکوس انجام شد- تاکنون عده ای بیشمار، شغل پر زحمت و عاری از تشویق و تشکر مترجمی را داشته اند و عده ای هم در طول قرن های گذشته به کار آنان ایراد گرفته اند و گاهی هم بدون آنکه خود به کار ترجمه وارد باشند اظهار عقیده هایی کرده اند که موجب تعبیرهای ناروا شده است.

با وجود این ناروایی های گوناگون مترجمان به کار خود ادامه داده اند و می دهند و محصول کارشان شامل ترجمه و چاپ کتاب مقدس به 1109 زبان یعنی به زبان 95 درصد کلیه مردم جهان وترجمه و چاپ سایر آثار مذهبی و ادبی و سیاسی و علمی و اجتماعی و کلیه رشته های فعالیت بشری به زبان های مختلف بوده و هست. علاوه بر این هر روز در سراسر جهان مطالب کنفرانس های بین المللی در موضوع های مختلف از جغرافیای قطب جنوب تا فلسفه اشراق و از مبارزه علیه گرسنگی تا تعهدات کشتی ها در برابر شبکه ایستگاه های هواشناسی و گفتگوهای مهم دیگر حضوراً به چند زبان ترجمه می شود و متن یا خلاصه آنها به چاپ می رسد و مورد استفاده علاقه مندان قرار می گیرد. برای آنکه اهمیت کاری که مترجمان انجام می دهند روشن شود لازم به یادآوری است که تعداد  دانشمندانی  که فعلاً به ترجمه کتاب مقدس مشغولند از هزار تن متجاوز است.( به مجله UNESCO Index Translation ) مراجعه شود.

علت این همه تناقض و تضاد عقاید را  در موضوع متن ترجمه باید جست؛ در موضوعات علمی که درک عینی مبای کارست، عقیده اغلب نویسندگان و مترجمان آن است که ترجمه دقیق میسر است، ولی در موضوع های ادبی به دلیل اختلاف سلیقه ها و برداشت های ذهنی نویسنده و مترجم و همچنین تفاوت اصولی چهارچوبه های دو فرهنگی که زبان های متن و ترجمه به آن وابسته است اشکالات زیادی وجود دارد. برای مثال لازم است از ساده ترین اشکالهای کار مترجمان یاد کرد؛ از آن جمله است ترجمه متن کتاب مقدس به زبان اسکیمو که در آن نه کلمه ای برای گوسفند وجود دارد و نه می توان مجموعه اصطلاحات و نسبت ها و ضرب المثل هایی را که محتوی گوسفند است در زبان اسکیموها بیان کرد. در واقع یک حلقه زنجیر مفقود در ابزار کار مترجم وجود دارد.

اشکالات مربوط به معانی بیان نیز شایان توجه است؛ مثلاً شعر ولتر را که می گوید:

Adieu canaux, cnards, canaille!

و در آن معجونی از هزل و استهزا را با تکرار کلمه های هم صوت ادا می کند، اگر چننی به زبان انگلیسی برگردانیم:

Adieu, canals, ducks, rabbie

لطفی که والتر در اصل در نظر داشته است از بین می رود. برای مترجمی که بخواهد این شعر را به فارسی برگرداند نیز اشکال معانی بیان مطرح است چونکه کاریزها و مرغابی ها و مردم اوباش و اراذل اثر شعر ولتر را نخواهند داشت. ای کاش مردم عیب جو و ایرادگیر و ملانقطه یی اجازه می دادند که مترجم پا از چارچوب کلمات درازتر کند و قید عبودیت کلمات را نپذیرد و در ترجمه شعر ولتر بگوید:

“خداحافظ، ای مرداب ها و مرغابی ها و مرده خوارها”.

دیگر به سلیقه مترجمان ادبیات مربوط است که از چنین آزادی استفاده بکنند یا نکنند و به منتقدان ادبی واگذار شده است که کدام آزادی را از طرف چه مترجمی مجاز بدانند یا ندانند.

شاید بزرگ ترین اشکال کار  مترجمان جدید همانا تهیه و چاپ کارهایی است که از نظر کمیت کلمه شماری شده ولی فاقد مایه و روح اصلی است. امید مولف آن است که برای علاقه مندان به فن ترجمه راهنمایی فراهم آورد که بر اثر مطالعه آن مترجمان تناسب در کار را مطمح نظر داشته باشند نه هراس بیجا را.

در مطالب بعدی درباره نظر برخی از صاحب نظران ایرانی درباره ترجمه خواهیم نوشت.

منبع: کتاب “اصول ترجمه انگلیسی و فارسی”، تالیف “دکتر محمد جواد میمندی نژاد”